|
که عاشق کار با فتوا ندارد .......................... سر سالم در اینجا جا ندارد
|
السلام علیک یا شیب الخظیب یا اباعبدالله
حضرت صادق (ع) :
کسی که امام حسین (ع) را زیارت کرده و قصدش خداوند عزوجلّ باشد، جبرئیل و میکائیل و اسرافیل
او را مشایعت نموده تا به منزلش وارد گردد/.
( بحارالانوار جلد ۱۰۱ صفحه ۲۰ح ۷ )

زان تشنگان هنوز به ایوق می رسد
فریاد العتش ز بیابان کربلا
بودند و دیو و دد همه سیراب میمکید
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
دانلود سبکهای زیبای کربلایی نریمان پناهی
شور/ حسین عشق حسین / ۱۳۸۷
بهر طویل حضرت عباس (ع) / ۱۳۸۷
یاد و هرگه کنم از زینب و سوز جگرش / ۱۳۸۷
سوی شامم میبرن این کوفیان با شور و شین / ۱۳۸۷
حیدر حیدر این بدن غرق به خون جسم حسین است / ۱۳۸۷
چه بگویم که چه ها بر سر من آوردن
ای کرده ترک جان و سر آهسته تر آهسته تر
چه کرده ای که جهان در تب تو میسوزد
ای رفته سرت بر سر نی شاه بی همتا
امشب از یاد حسین دل ما غرق غم است
ای حسینی که همه مست تولای تواند
هر طرف می نگرم نیزه و شمشیر است
سوز آه و ناله است دل خراش و غم فزا
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
سفر کرببلا حاصلش رنج و بلاست خطبه خان نهضتش دختر شیر خداست
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
آه و واویلا که شد موی عمه ام سپید
چون به مقتل یافت و زینب جسم پور بوتراب
بیا در قتلگه زهرا حسینت را تماشا کن
سقای دشت کربلا ای علمدار شاه شهیدان
سبک زیبایی که آقا نریمان در سالگرد سید برای سید جواد ذاکر خوندن
امشب از یاد حسین دل ما غرق غم است
دانلود سبکهای فاطمیه
لاله من زینب من بعد مادر کن صبوری
دانلود سبکهای شهادت امیرالمومنین علی (ع)
ای طواف و کعبه عشق بی تو زائر غریب
گفت ای همه جا مهر رخت در نظر من
![]()
![]()
اللهم العن الجبت و الطاغوت بعدد فضائل الحیدر ![]()
![]()
یا علی مدد ![]()
![]()
![]()
ساعت 19:45
توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

اللهم صل علی وارث الدعوته النبویه و العصمت الفاطمیه و
الصولت الحیدریه و الحلم الحسنیه و الشجاعته الحسینیه و الغیرت
العباسیه یا صاحب الزمان (عج)

حضرت صاحب الزمان (عج) :
خدایا :
شیعیان از پرتو انوار و باقیمانده گِل ما آفریده شده اند و با تکیه بر دوستی و ولایت ما گناهان بسیاری انجام داده اند ، خدایا گناهانی را که میان تو و آنهاست ببخش و بین آنها آشتی برقرار کن و حق الناسی که در میان آنان میباشد از محل سهم خمس ما جبران فرما آنان را داخل بهشت کن و از آتش دوزخ برهان و آنان را در خشم خود با دشمنان همسان قرار مده /.
ولادت با سعادت لنگر زمین و زمان ، قطب عالم امکان ، باقیمانده کربلا ، گریه کن مدام کربلا ، ذخیره خدا برای راهنمای بشر و یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج) بر شیعیان و منتظران ظهورش مبارک باد/.
مهدیا : صورت زیبای تو دیدن دارد
سخن از لعل لب دوست ، شنیدن دارد
می کشم بار غم هجر تو با شور و شعف
چونکـه بارغم هجـر تـو کـشـیـدن دارد
دیده ام تا سحر از هجر رُخت خون بارد
اشـک مـن در غـم تو میل چکیدن دارد
مرغ دل می پرد از شوق تو در کوی وصال
مرغ جان نـیـز بـدل شـوق پـریـدن دارد
خـم شـده قامـتـم از هجـر قـد و قامت تو
هرکـه این بار کشـد ، شوق خمیدن دارد
کی شود جرعه ای از جام ولایت بچشم
کـه مـی از جام ولای تـو چـشـیـدن دارد
روزی علامه بحرالعلوم با جمعی ازیاران به حرم مولی العارفین حضرت علی (ع) آمده بودند
معمولا مقابل حرم هر امامی باید دعای اذن دخول خوانده شود و این خود یکی از آداب زیارت است ولی آن روز علامه بر خلاف روزهای دیگر، مقابل حرم مولا ایستاد و این مصرع شعر را زمزمه کرد :
( چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن )
یاران پرسیدند مقام علمی و پارسایی کسی چون شما و مکان مقدسی که در آن ایستاده اید با خواندن شعر مناسبت ندارد، علت چیست؟
سید بحرالعلوم جواب داد : چون وارد حرم مطهر شدم، حضرت مهدی (عج) را دیدم که در بالای سر حرم نشسته و با صدای جانبخش مشغول تلاوت قرآن میباشد. با شنیدن آن صدا این شعر بر زبانم جاری شد پس آن حضرت از قرائت دست کشید و حرم را ترک کرد/.
کی میشه آقا این صدا رو بشنویم یعنی میشه زنده باشم و بشنوم این صدای حیدری رو
الا یا اهل العالم انا امام القائم
الا یا اهل العالم انا الصّمصام المنتقم
الا یا اهل العالم انّ جدّی الحسین قتلوه عطشانا
جهت تعجیل در فرج حضرت و رفع موانه ظهور به نیت پنج تن، پنج صلوات
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی
یا علی مدد ![]()
![]()
![]()
ساعت 20:53
توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

برادر بزرگوار مداح اهل بیت (س) جناب آقای سید علی مددوار
از طرف کربلایی نریمان پناهی و هیئت مکتب الحسین (ع)
در گذشت مادر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده
و از درگاه ایزدمنان برای آن مرحومه رحمت واسعه
و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت داریم.

امروز سالروز تولد کربلایی نریمانه
تبریک میگم بهش و به دوستدارانش
و همچنین فرارسیدن اعیاد شعبانیه
رو خدمت حضرت صاحب الزمان (عج)
و شما دوستان تبریک عرض می کنم


سخنان امام حسین علیه السلام:
· نشانه هاي عاقل
امام حسين فرمود: عاقل، با کسي که مي ترسد او را دروغگو پندارد هم سخن نمي شود، از کسي که مي ترسد او را رد کند درخواستي نمي کند، به کسي که مي ترسد او را بفريبد تکيه نمي نمايد و به کسي که به اميد او اطميناني نيست اميد نمي بندد.
· کمال عقل
امام حسين مي فرمايد: عقل، جز از راه پيروي حق به کمال نمي رسد.
· نشانه هاي دانا و نادان
امام حسين مي فرمايد: از نشانه هاي اسباب قبولي اعمال، همنشيني با خردمندان است و از نشانه هاي اسباب ناداني، کشمکش با نابخردان است و از نشانه هاي دانا، نقادياو از گفتار خود و آگاهي او از اسرار آراي گوناگون است.
· دانا کيست؟
امام حسين مي فرمايد: اگر همه گفتار دانا نيکو و بحق بود، از خود پسندي در آستانه ديوانگي قرار مي گرفت. همانا دانا کسي است که حق گويي او فراوان باشد.
· صفتهاي زيبا
امام حسين مي فرمود: دانش نطفه بارور معرفت است. تجربه هاي طولاني، فزوني عقل است، شرافت همان پارسايي است. قانع بودن، آسايش تن است، هر که تو را دوست دارد، از پليدي بازت مي دارد، هر که تو را دشمن دارد، بر نابکاري واردت مي سازد.
· شريف ترين مردم
شخصي از امام حسين پرسيد: شريف ترين مردم کيست؟
امام فرمود: آن کس که پيش از اندرز ديگران، خود پند گيرد و پيش از بيدار باش ديگران، خود بيدار شود.
· تسليم در برابر خدا
از امام حسين پرسيدند: چگونه صبح کردي؟
فرمود: صبح نمودم در حاليکه پروردگارم بالاي سرم و آتش، پيش رويم، مرگ، جوينده ام و حساب الهي فراگيرم مي باشد و چنين روزي من، در گرو کردار خويشم، نه آنچه دوست دارم پيدا مي کنم، و نه آنچه نمي پسندم از خود مي رانم و همه کارها در اختيار ديگري است. اگر بخواهد عذابم مي کند و اگر بخواهد از من مي گذرد. بنابراين کدام فقيري از من نيازمندتر است.
· ايمان و يقين
شخصي از امام حسين پرسيد: فاصله ميان ايمان و يقين چقدر است؟ فرمود: چهار انگشت. گفت: چگونه؟ فرمود: ايمان آن است که آن را مي شنويم و يقين آن است که آن را مي بينيم و فاصله بين گوش و چشم چهار انگشت است. پرسيد: ميان آسمان و زمين چقدر است؟ فرمود: يک دعاي مستجاب. پرسيد : ميان مشرق و مغرب چقدر است؟ فرمود: به اندازه ي سير يک روز آفتاب. پرسيد: عزت آدمي در چيست؟ فرمود: بي نيازيش از مردم. پرسيد: زشت ترين چيزها چيست؟ فرمود: در پيران هرزگي و بيعاري است، در قدرتمندان،درنده خويي، در شريفان، دروغگويي، در ثروتمندان، بخل است و در عالمان حرص.


گوشه ای از کرامات حضرت ابالفضل (ع):
▲ بابا مگر اربابت باب الحوائج نيست؟!
سلالة السادات جناب آقاي سيدعلي صفوي كاشاني، مداحل اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از جناب آقاي هاروني نقل كرد كه گفتند: يكي از عزيزان سقاي هيئتي كه در ايام محرم (عاشورا) دور ميزد و آب به دست بچهها ميداد، نقل ميكند خدا يك پسر به من داد كه يازده سال فلج بود. يكي از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتي ميخواستم از خانه بيرون بيايم، مشك آب روي دوشم بود؛ يكدفعه ديدم پسرم صدا زد: بابا كجا ميرودي؟ گفتم: عزيزم، امشب شب تاسوعاست و من در هيئت سمت سقايي دارم؛ بايد بروم آب به دست هيئتيها بدهم. گفت: بابا، در اين مدت عمري كه از خدا گرفتم، يك بار مرا با خودت به هيئت نبردهاي. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نيست؟ مرا با خودت امشب بين هيئتيها ببر و شفاي مرا از خدا بخواه و شفاي مرا از اربابت بگيرد.
ميگويد: خيلي پريشان شدم. مشك آب را روي يك دوشم، و عزيز فلجم را هم روي دوش ديگرم گذاشتم و از خانه بيرون آمدم. زماني كه هيئت ميخواست حركت كند، جلوي هيئت ايستادم و گفتم هيئتها بايستيد! امشب پسرم جملهاي را به من گفته كه دلم را سوزانده است اگر امشب اربابم بچهام را شفا داد كه داد، والا فردا ميآيم وسط هيئتها اين مشك آب را پاره ميكنم و سمت سقايي حضرت ابالفضل العباس عليه السلام را كنار ميگذارم اين را گفتم و هيئت حركت كرد.
نيمههاي شب بود هيئت عزاداريشان تمام شد، ديدم خبري نشد. پريشان و منقلب بودم، گفتم: خدايا، اين چه حرفي بود كه من زدم؟ شايد خودشان دوست دارند بچهام را به اين حال ببينم، شايد مصلحت خدا بر اين است. با خود گفتم: ديگر حرفي است كه زدهام، اگر عملي نشد فردا مشك را پاره ميكنم. آمدم منزل وارد حجره شديم و نشستيم. هم من گريه ميكردم و هم پسرم گريه ميكرد.
ميگويد: گريه بسيار كردم، يكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس از ديگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضاي خدا باشد من هم راضيم!
من از حجره بلند شده، بيرون آمدم و رفتم اتاق بقلي نشستم. ولي مگر آرام داشتم؟! مستمرا گريه ميكردم تا اينكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنيدم كه پسرم مرا صدا ميزند و ميگويد: بابا، بيا اربابت كمكم كرد. بابا، بيا اربابت مرا شفا داد. بابا.
آمدم در را باز كردم، ديدم پسرم با پاي خودش آمده است. گفتم : عزيزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتي تو از اتاق بيرون رفتي، داشتم گريه ميكردم كه يك دفعه اتاق روشن شد ديدم يك نفر كنار من ايستاده به من ميگويد بلند شود! گفتم : نميتوانم برخيزم. گفت: يك بار بگو يا اباالفضل و بلند شو! بابا، يك بار گفتم يا اباالفضل و بلند شدم، بابا. بابا، ببين اربابت نااميدم نكرد و شفايم داد! ناقل داستان ميگويد: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بيرون آمدم، در حاليكه با صداي بلند ميگفتم : اي هيئتها بياييد ببينيد عباس عليه السلام بيوفا نيست، بچهام را شفا داد!


قالَ الاِْمامُ السَّجّادُ(عليه السلام) :
«الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ أَرْفَعُ دَرَجاتِ الْيَقينِ.»:
خشنودى از پيشامدهاى ناخوشايند، بلندترين درجه يقين است.
. كرامت نفس
«مَنْ كَرُمَتْ عَلَيْهِ نَفْسُهُ هانَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيا.»:
هر كه كرامت و بزرگوارى نفس داشته باشد، دنيا را پَست انگارد.
. دنيا مايه ارزش نيست
«أَعْظَمُ النّاسِ خَطَرًا مَنْ لَمْ يَرَ الدُّنْيا خَطَرًا لِنَفْسِهِ.»:
پرارزش ترين مردم كسى است كه دنيا را مايه ارزش خود نداند.
. پرهيز از دروغ
«إِتَّقُوا الْكِذْبَ الصَّغيرَ مِنْهُ وَ الْكَبيرَ فى كُلِّ جِدٍّ وَ هَزْل فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا كَذَبَ فى الصَّغيرِ إِجْتَرَءَ عَلَى الْكَبيرِ.»:
از دروغ كوچك و بزرگ در هر جدّى و شوخيى بپرهيزيد، زيرا چون كسى دروغ كوچك گفت بر دروغ بزرگ نيز جرأت پيدا مى كند.
. خود نگهدارى
«أَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاِْنْسانِ نَفْسَهُ.»:
تمام خير آن است كه انسان خود را نگهدارد.
. همنشينان ناشايسته
«إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْكَذّابِ، فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرابِ يُقَرِّبُ لَكَ البَعيدَ وَ يُبَعِّدُ لَكَ الْقَريبَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْفاسِقِ فَإِنَّهُ بايَعَكَ بِأُكْلَة أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذلِكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْبَخيلِ فَإِنَّهُ يَخْذُلُكَ فى مالِهِ أَحْوَجَ ما تَكُونُ إِلَيْهِ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الاَْحْمَقِ، فَإِنَّهُ يُريدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ. وَ إِيّاكَ وَ مُصاحَبَةَ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ، فَإِنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُونًا فى كِتابِاللّهِ.»:
1ـ مبادا با دروغگو همنشين شوى كه او چون سراب است، دور را به تو نزديك كند و نزديك را به تو دور نمايد.
2ـ مبادا با فاسق و بدكار همنشين شوى كه تو را به يك لقمه و يا كمتر بفروشد.
3ـ مبادا همنشين بخيل شوى كه او در نهايتِ نيازت بدو، تو را واگذارد.
4ـ مبادا با احمق رفيق شوى كه چون خواهد سودت رساند، زيانت مىزند.
5 ـ مبادا با آن كه از خويشان خود مى برد، مصاحبت كنى كه من او را در قرآن ملعون يافتم.
. ترك سخن بى فايده و دورى از جدل
«إِنَّ الْمَعْرِفَةَ وَ كَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لا يَعْنيهِ وَ قِلَّةُ مِرائِهِ وَ حِلْمُهُ وَ صَبْرُهُ وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.»:
معرفت و كمال ديانت مسلمان، تركِ كلام بى فايده و كم جدل كردن، و حلم و صبر و خوشخويى اوست.

ساعت 2:30
توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

بسم رب الحسین
تو طبیب دل بیمار منی
سید و سرور و سالار منی
تن من شعله ور از آتش عشق
تو شفای تن تب دار منی

ذاکر بین الحرمین ، کربلایی نریمان پناهی
در این ایام حرکت کاروان سیدالشهداء ، راهی کربلای معلی ست
ازتون حلالیت طلبید و
نایب الزیاره همه شما عزیزان در کنار حرمین خواهد بود

ساعت 23:37
توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

عید مبعث مبارک
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

از شهر مكّه شد جدا ، محمّد
دارد به لب ، خدا خدا ، محمّد
سر تا به پا ، نور و صفا ، محمّد
دارد به سينه ، رازها ، محمّد تنها رود يا رب كجا ، محمّد ؟
***
شهري كه در نفاق و كينه مشهور
شهري كه از گناه ، گشته رنجور
مظلوم و بيكس آنكه بي زر و زور
آمد برون ، ز شهر مكّه ، شد دور آن رحمت بي انتها ، محمّد
***
مردم قرين كفر و بت پرستي
پيوسته در جهل و غرور و مستي
غرق هوس ، پابند جرم و پستي
زين كرده ها ، دور از خداي هستي بر دردشان تنها دوا ، محمّد
***
آن شهر غم گرفته ، مات و خسته
با چهره اي ، افسرده و شكسته
قيد اميدش از همه گسسته
در انتظار رهبري نشسته با رنجهايش آشنا محمّد
***
كوه بلند مكه در نظاره
دامن كشيده از بشر كناره
افشان شده بر قلّه اش ستاره
صعبُ العُبور و پُر ز سنگ خاره آنجا كند منزل چرا محمّد ؟
***
جز مقدمش ، نه يك عبور ديگر
جز نور او ، آنجا ، نه نور ديگر
گوئي بُوَد فاران و طور ديگر
آنجا بُوَد حق را ، ظهور ديگر بر قُلّه اش در انزوا ، محمّد
***
نور از زمين به عرش در تَواتُر
« حرا » دهان گشوده از تَحَيُّر
خالي ز تيرگيّ و ، از صفا پُر
كوه بلند مكّه ، با تَفاخُر گويد به اِلْتِجا : بيا محمّد
***
بس رازها در قلب اين سكوت است
در خلوتش تسبيح لايَمُوتْ است
از بهرجان ، آنجا ، غذاو ، قوت است
گاهي به سجده ، گاه در قنوت است گاهي نشسته ، گه بپا محمّد
***
از رنج ديگران ، دلش پُراندوه
شب تا سحر ، آن رادمرد نستوه
پيچيده ناله هاش ، در دل كوه
پُر شد افق ، ناگه ز نور انبوه آنگه خطاب آمد كه يا محمّد :
***
بخوان ، بخوان به نام رَبّ سُبحان
كه از « عَلَقْ » بيافريد انسان
بخوان ، توئي زبان وحي و قرآن
از هيبت آن پر شكوه فرمان لرزيد خود ، سر تا به پا ، محمّد
***
ز آن صحنة پر شور و حيرت انگيز
و آن مبعث سازندة صفاخيز
با قلبي از شور و نشاط ، لبريز
فرسوده ز آن فرمان هيبت آميز آمد به خانه از « حرا » محمّد
***
برخيز ، هان ، « يا اَيُّهَا الْمُدَّثِّرْ »
اي رحمت خداي ، « قُمْ فَاَنْذِرْ »
اي پاكدل ! « ثيابَكَ فَطَهِّرْ »
قائم مقام حق توئي ، « فَكَبِّرْ » اي بندة ايزدنما ، محمّد
***
فرمانرواي ماسوي محمّد
همراز قلب انبيا محمّد
هم ابتدا ، هم انتها محمّد
با وحي منزل همصدا محمّد « ما يّنْطِقُ عْنِ الْهَوي » محمّد
***
اي سينه ات ، جاي فرود قرآن
اي نور تو ، در تار و پود قرآن
در حرمتت هر دم درود قرآن
القاب تو ، رمز خلود قرآن ياسين و ، طاها ، مصطفي ، محمّد
***
غير از تو ، نَبْوَدْ سايه اي خدا را
اي نفس تو ، همپايه مرتضي را
اي حُجب زهرا ، از تو عصبمت آرا
اي مَشْيِ تو ، سرمشق ، مجتبي را اي رمز عشق كربلا ، محمّد
***
اي نور مهرت ، رمز روسپيدي
غفران بُوَد ما را ، عطا و عيدي
يا « رَحْمَهً لِلْعالَمينْ » نويدي
دارد « حسان » قلب پر از اميدي اي شافع روز جزا ، محمّد
ساعت 4:14
توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |

شهادت ابوالحسن امام کاظم (ع)
را خدمت تمامی شیعیان تسلیت عرض می نمایم

ندارد كس در اين عالم دل زارى كه من دارم
ندارد سينه اى آه شرر بارى كه من دارم
نديده هيچ مظلومى چنين ظلمى كه من ديدم
ندارد چشم گردون چشم خونبارى كه من دارم
ندارد هيچ زندانى نگهبانى كه من دارم
ندارد كس بعالم خصم خونخوارى كه من دارم
شب و روزم بود يكسان ز تاريكى اين زندان
نديده ديده گردون پرستارى كه من دارم
ندارد محرم رازى بجز اين كنده و زنجير
نديده ديده گردون شب تارى كه من دارم
بگيرم روزه و ذكر خدا هر دم به لب دارم
نباشد روزه دارى را چو افطارى كه من دارم
از اين ظلمى كه هارون مى كند بر من خدا داند
كسى باور ندارد چشم خونبارى كه من دارم
يكي از اصحاب امام كاظم عليه السلام خدمت حضرت آمد و
به ايشان گفت: "اين فرجي كه شما و ما منتظرش هســتيم
چـه زمـانی است؟ و كي باشــد كه فرج برســد يك مــقداري
مشكلات كم بشود. اين فشارها وسختیها كم شود. چون هر
چه با شماست همهاش زندان، مصيبت، تبعيد و چوب و...
است. كي باشد فرج شما برسد تاماهم ازقبل شما به فرجي
برسيم و راحت شويم."
امام كـاظم عليه السلام فرمودند: " درك تو از فرج غير از
درک ما از فرج است. آن چه تو منتظرش هستي آن فرج
شماست، فرج ما نيست. آن فرجي كه ما منتظرش هستيم
تشكيل حكومت است و آن ، اول مصيبت براي ما و براي
ياران ماست نه اول گشايش و راحتي ما."
ساعت 2:43
توسط سید حسن رئیسی با همکاری آخرین یادگار مسئول اجرایی وبلاگ سید ذاکر |
